آسترونوت هفته برای قوچ ها
در نمایشنامهی «طوفان» شکسپیر، پروسپرو سالها در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند؛ با گذشتهای که هنوز تمام نشده و قدرتی که در تمام این سالها در درونش حفظ کرده است. اما طوفانی که در آغاز داستان برپا میشود فقط کشتیها را به ساحل او نمیآورد؛ گذشته را نیز دوباره مقابلش قرار میدهد. از اینجا به بعد، مسئله دیگر این نیست که پروسپرو چقدر قدرت دارد، بلکه این است که میخواهد با این قدرت چه کند و پس از مواجهه با گذشته، چه کسی باشد.
برای قوچها، این هفته چیزی از همین جنس دارد؛ گویی زندگی از شما میخواهد همزمان به آنچه پشت سرتان باقی مانده و آنچه هنوز قلبتان را روشن میکند نگاه کنید.
با ورود مرکوری به لئو، میل به بیان خود، حرف زدن از خواستهها، عشق، خلاقیت و حتی بازیگوشی دوباره جان میگیرد. ممکن است گفتوگویی عاطفی شکل بگیرد، ایدهای شخصی جدیتر شود یا بخشی از شما که مدتی خاموش بوده دوباره بخواهد دیده و شنیده شود. اینجا دیگر مسئله صرفاً جلب توجه نیست؛ مسئله این است که جرئت کنید چیزی را که واقعاً از شما میآید به جهان نشان دهید.
اما با ورود مارس، سیاره حاکم شما، به خرچنگ، داستان به لایههای عمیقتری میرود. خانواده، گذشته، امنیت عاطفی و احساس تعلق میتوانند حساستر شوند. ممکن است چیزی قدیمی دوباره شما را تحریک کند یا احساس کنید باید از حریم شخصی و کسانی که دوستشان دارید دفاع کنید. پشت بعضی خشمهای این روزها شاید در واقع دلخوری، ترس یا نیازی قدیمی به امنیت پنهان شده باشد.
و سپس خورشیدگرفتگی لئو نقطه عطف داستان است؛ جایی که عشق، خلاقیت، لذت و حق شما برای درخشیدن وارد فصل تازهای میشود. یک رابطه، یک استعداد، یک پروژهی شخصی یا حتی تعریف شما از شادی ممکن است دیگر نتواند به شکل گذشته ادامه پیدا کند.
درست مانند پروسپرو، مسئلهی این هفته فقط این نیست که با گذشته چه میکنید؛ مسئله این است که پس از آن، چه چیزی را برای ادامهی زندگی انتخاب میکنید. شاید زمان آن رسیده باشد چیزی را که مدتها فقط از آن دفاع کردهاید رها کنید تا بتوانید دوباره چیزی را که دوست دارید، زندگی کنید.
آسترونوت هفته برای تارس ها
در «شاه لیر» شکسپیر، بحران از جایی آغاز میشود که لیر تصور میکند میتواند قلمرو خود را تقسیم کند، اما همچنان همان احساس امنیت، تعلق و اقتدار گذشته را حفظ کند. خیلی زود معلوم میشود که «خانه» فقط سرزمین و دیوار و عنوان نیست؛ خانه مجموعهای از پیوندها، اعتمادها و احساس تعلقی است که وقتی ساختارشان تغییر میکند، انسان ناچار میشود دوباره از خودش بپرسد: واقعاً به کجا و به چه کسانی تعلق دارم؟
برای تارسها، این هفته چیزی از همین پرسش را در خود دارد. گویی زندگی آرامآرام توجه شما را از جهان بیرون به سمت پایههایی برمیگرداند که زندگیتان روی آنها ساخته شده است.
با ورود مرکوری به لئو، ذهن شما بیشتر درگیر خانه، خانواده، گذشته و مسائل شخصی میشود. گفتوگوهایی ممکن است شکل بگیرند که مدتها به تعویق افتادهاند؛ حرفهایی با اعضای خانواده، تصمیمی درباره محل زندگی، بازگشت یک خاطره یا حتی نیاز به اینکه مدتی از هیاهوی بیرون فاصله بگیرید و ببینید در زندگی خصوصیتان واقعاً چه میگذرد. بعضی تارسها ممکن است این روزها بیش از همیشه به گذشته فکر کنند؛ نه لزوماً برای ماندن در آن، بلکه برای فهمیدن اینکه چه چیزی از آن هنوز در زندگی امروز حضور دارد.
از سهشنبه با ورود مارس به خرچنگ، سرعت ذهن و ارتباطات بیشتر میشود. حرفها صریحتر میشوند، رفتوآمدها افزایش پیدا میکنند و ممکن است موضوعی شما را وادار کند بالاخره چیزی را که مدتها نگفتهاید بیان کنید. اما مراقب باشید احساسات قدیمی زبان شما را هدایت نکنند؛ چون این انرژی میتواند باعث شود حرفی که در اصل از دلخوری یا آسیبپذیری میآید، به شکل عصبانیت یا دفاع از خود بیرون بیاید.
اما خورشیدگرفتگی لئو نقطه اصلی داستان این هفته است. این گرفتگی میتواند آغاز تغییری عمیق در مفهوم «خانه» برای شما باشد؛ خانه به معنای خانواده، محل زندگی، گذشته و حتی امنیتی که در درون خودتان ساختهاید. ممکن است تغییری در خانواده آغاز شود، تصمیمی درباره زندگی شخصی شکل بگیرد یا رابطهی شما با یکی از والدین و حتی خاطرات گذشته وارد مرحلهی تازهای شود.
برای تارس که معمولاً به ثبات نیاز دارد، چنین تغییراتی همیشه ساده نیست. شما دوست دارید بدانید زمین زیر پایتان محکم است؛ اما گاهی زندگی برای ساختن امنیتی عمیقتر، ابتدا تعریف قدیمی امنیت را تغییر میدهد. درست مانند «شاه لیر»، پرسش این هفته این نیست که چه چیزی را میتوانید برای همیشه همانطور که بوده حفظ کنید؛ پرسش این است که وقتی ساختارهای قدیمی تغییر میکنند، خانهی واقعی شما کجاست؟
شاید این هفته متوجه شوید بعضی چیزهایی که سالها امنیت نامیدهاید، فقط عادت بودهاند؛ و اکنون زمان ساختن جایی است که نه فقط بتوانید در آن بمانید، بلکه واقعاً احساس کنید به آن تعلق دارید.
آسترونوت هفته برای دوقلوها
در «هملت» شکسپیر، تقریباً همهچیز با یک پرسش آغاز میشود. هملت نمیتواند آنچه را در برابرش قرار گرفته، همانطور که به او گفته شده بپذیرد؛ باید بداند پشت کلمات چه حقیقتی پنهان شده است. گوش میدهد، سؤال میکند، نشانهها را کنار هم میگذارد، با خودش حرف میزند و بارها یک واقعیت را از زوایای مختلف بررسی میکند. اما درست همین ذهن قدرتمند گاهی تبدیل به هزارتویی میشود که خروج از آن آسان نیست. برای دوقلوها، این هفته چیزی از جهان هملت را در خود دارد: کلمهای، خبری، گفتوگویی یا اطلاعاتی میتواند مسیر فکری شما را تغییر دهد.
با ورود مرکوری به لئو، صدای شما قدرت بیشتری پیدا میکند. میل دارید حرف بزنید، بنویسید، یاد بگیرید، آموزش دهید، ایدههایتان را مطرح کنید و با آدمهای بیشتری در ارتباط باشید. ممکن است گفتوگویی که در ظاهر ساده است، معنای بسیار بزرگتری پیدا کند یا خبری به شما برسد که باعث شود درباره تصمیمی دوباره فکر کنید. تفاوت اینجاست که این بار فقط جمعآوری اطلاعات کافی نیست؛ باید بفهمید در میان تمام صداهایی که میشنوید، کدام فکر واقعاً متعلق به خود شماست.
از سهشنبه و با ورود مارس به خرچنگ، مسئله امنیت نیز وارد داستان میشود. پول، درآمد، هزینهها و منابع شخصی میتوانند نیازمند تصمیم و اقدام بیشتری باشند، اما در لایهای عمیقتر ممکن است مسئله اصلاً پول نباشد؛ بلکه ارزش شما در چشم خودتان باشد. شاید ناگهان نسبت به چیزی که دریافت میکنید، چیزی که میبخشید یا بهایی که برای وقت و توانایی خود تعیین کردهاید حساستر شوید. اینجا مراقب تصمیمهای مالیای باشید که از اضطراب یا نیاز به ایجاد امنیت فوری میآیند.
خورشیدگرفتگی لئو اما نقطه عطف هفته است. این گرفتگی میتواند فصل تازهای در شیوهی فکر کردن، حرف زدن، نوشتن، آموختن یا انتقال دانستههای شما باز کند. یک دوره آموزشی، پروژهی نوشتاری، تصمیم مهم، ارتباط تازه یا حتی یک گفتوگوی تعیینکننده ممکن است در ماههای آینده مسیر متفاوتی پیش رویتان قرار دهد. برای بعضی دوقلوها حتی مسئله میتواند سادهتر به نظر برسد: حرفی که بالاخره باید گفته شود و شاید درس هملت برای شما دقیقاً همینجا باشد؛ ذهن میتواند هزار احتمال بسازد، هزار سؤال مطرح کند و هر حقیقتی را بارها زیرورو کند، اما سرانجام لحظهای میرسد که دیگر دانستن کافی نیست و باید بر اساس آنچه فهمیدهاید، زندگی کنید.
این هفته جهان از شما میخواهد میان تمام فکرهایتان صدای خودتان را پیدا کنید. شاید یک جمله، یک تصمیم یا یک گفتوگو بتواند داستانی را آغاز کند که هنوز نمیدانید شما را تا کجا خواهد برد.
آسترونوت هفته برای خرچنگها
در «مکبث» شکسپیر، همهچیز از لحظهای تغییر میکند که در ذهن مکبث تصویری از چیزی که «میتواند داشته باشد» شکل میگیرد. از آن لحظه به بعد، دیگر آنچه هست کافی به نظر نمیرسد؛ قدرت، جایگاه و داشتن تبدیل به معیاری برای سنجیدن ارزش میشوند. اما تراژدی مکبث فقط درباره جاهطلبی نیست؛ درباره لحظهای است که انسان ارزش خودش را به چیزی بیرون از خودش گره میزند و تصور میکند اگر آن را به دست بیاورد، بالاخره احساس قدرت و امنیت خواهد کرد. برای خرچنگها، این هفته نیز پرسشی از همین جنس مطرح میشود: چه چیزی واقعاً به شما احساس امنیت میدهد؟
با ورود مرکوری به لئو، ذهن شما بیشتر درگیر پول، درآمد، داشتهها و منابعی میشود که برای ساختن زندگی در اختیار دارید. ممکن است درباره یک خرید، قرارداد، درآمد یا شیوه مدیریت منابع خود تصمیم بگیرید اما در لایهای عمیقتر مسئله به ارزش شخصی برمیگردد. شاید لازم باشد دوباره بررسی کنید برای وقت، توانایی، دانش و انرژی خود چه ارزشی قائل هستید و آیا آنچه از دیگران دریافت میکنید با چیزی که ارائه میدهید تناسب دارد یا نه.
از سهشنبه با ورود مارس به خرچنگ، فضا کاملاً تغییر میکند. انرژی و اراده بالا میرود و ممکن است احساس کنید دیگر نمیخواهید منتظر بمانید. چیزهایی که مدتها تحمل کردهاید میتوانند ناگهان غیرقابلتحمل شوند و نیاز بیشتری برای دفاع از خود، خواستهها و مرزهایتان احساس کنید. خشمهایی که مدتها پشت سکوت، مراقبت از دیگران یا ملاحظهکاری پنهان شده بودند نیز ممکن است خودشان را نشان دهند. مسئله این نیست که خشم را سرکوب کنید؛ مسئله این است که بفهمید این خشم از چه چیزی محافظت میکند.
خورشیدگرفتگی لئو نقطه عطف این داستان است و میتواند فصل تازهای در رابطه شما با پول، استقلال و ارزش شخصی آغاز کند. ممکن است منبع درآمدی تغییر کند، فرصت تازهای شکل بگیرد یا تصمیمی بگیرید که در ماههای آینده ساختار مالی زندگیتان را متفاوت کند. اما معنای عمیقتر این گرفتگی پرسیدن این سؤال است که ارزش خودتان را بر چه اساسی تعیین کردهاید. درآمدتان؟ جایگاهتان؟ میزان نیازی که دیگران به شما دارند؟ یا چیزی درونیتر که حتی با تغییر شرایط بیرونی از بین نمیرود؟
و شاید این همان جایی باشد که داستان خرچنگ از مکبث جدا میشود. مکبث امنیت را در بهدستآوردن قدرت جستوجو میکرد در حالی که این هفته برای خرچنگ مرز میان «داشتن» و «ارزشمند بودن» آشکارتر میشود. خورشیدگرفتگی میتواند تعریف قدیمی ارزش و امنیت را به لرزه درآورد و همزمان، ورود مارس به خرچنگ نیرویی را که مدتها زیر لایههای احساس، ملاحظه و مراقبت از دیگران پنهان مانده بود، به سطح بیاورد.
شاید در پایان این هفته، مسئله دیگر این نباشد که چه چیزهایی دارید بلکه این باشد که وقتی همه این داشتهها را کنار میگذارید، چه چیزی در شما همچنان ارزشمند باقی میماند.
آسترونوت هفته برای لئوها
در «ریچارد دوم» شکسپیر، ریچارد مدتها خودش را از جایگاه و تصویری که جهان از او میشناسد جدا نمیبیند؛ گویی «شاه بودن» همان «خودِ او بودن» است. اما وقتی آن جایگاه شروع به فروپاشی میکند، پرسشی بسیار عمیقتر ظاهر میشود: اگر تاج، عنوان و تصویری را که دیگران از من میشناسند کنار بگذارم، چه کسی باقی میماند؟ برای لئوها، این هفته چیزی از همین مواجهه را در خود دارد؛ مواجهه با فاصله میان تصویری که از خود ساختهاید و انسانی که اکنون در حال تبدیل شدن به او هستید.
با ورود مرکوری به لئو، صدای شما دوباره به مرکز صحنه میآید. نیاز بیشتری برای بیان خود، صحبت دربارهی خواستهها، تصمیمها و ایدههایتان شکل میگیرد و ممکن است احساس کنید بعد از دورهای سکوت یا بازنگری، حالا بهتر میدانید چه چیزی میخواهید بگویید. حتی شیوهای که خودتان را معرفی میکنید، درباره خودتان حرف میزنید یا میخواهید در نگاه دیگران دیده شوید میتواند تغییر کند. کلمات این روزها فقط وسیله ارتباط نیستند؛ بخشی از بازتعریف شما از خودتاناند.
اما ورود مارس به خرچنگ داستان دیگری را همزمان در پشت صحنه آغاز میکند. بخشی از انرژی شما به سمت جهان درونی، خاطرات، خشمهای سرکوبشده و موضوعاتی میرود که شاید مدتها ترجیح دادهاید با آنها روبهرو نشوید. ممکن است نیاز بیشتری به تنهایی و استراحت احساس کنید یا متوجه شوید مسئلهای قدیمی هنوز در جایی از روانتان انرژی مصرف میکند. گاهی چیزی که در بیرون شبیه خستگی است، در واقع حاصل جنگی است که مدتها در سکوت درون انسان ادامه داشته است.
و سپس خورشیدگرفتگی در نشان خودتان میرسد؛ مهمترین نقطه این هفته و یکی از نقاط عطف سال برای لئوها. گرفتگی میتواند تعریف شما از خودتان، مسیر شخصیتان و شیوهای که میخواهید در جهان حضور داشته باشید وارد مرحله تازهای کند. تغییر در ظاهر یا سبک زندگی ممکن است سادهترین نمود آن باشد؛ در سطح عمیقتر، مسئله دربارهی هویتی است که دیگر نمیتواند دقیقاً در قالب گذشته باقی بماند.
اینجاست که «ریچارد دوم» معنای دیگری پیدا میکند. وقتی تصویر قدیمی ترک برمیدارد، برای لحظهای ممکن است احساس کنیم چیزی از ما گرفته شده است اما همان ترک امکان دیدن انسانی را فراهم میکند که همیشه پشت آن تصویر حضور داشته. برای لئو، این خورشیدگرفتگی میتواند چنین مرزی باشد: جایی میان چهرهای که سالها با آن شناخته شدهاید و چهرهای از خودتان که تازه دارد از پشت آن بیرون میآید.
شاید مهمترین تصویر این هفته برای لئو همان لحظهای باشد که تاج از سر ریچارد دوم برداشته میشود و برای نخستینبار، انسانِ پشت پادشاه دیده میشود. خورشیدگرفتگی لئو نیز میتواند چیزی از همین جنس را آشکار کند؛ فاصلهای میان آن کسی که سالها تصور میکردید باید باشید و آن کسی که اکنون از زیر نقشها، انتظارات و تصویرهای قدیمی بیرون میآید. بعضی هویتها یکباره از بین نمیروند؛ فقط دیگر اندازهی ما نیستند. و این گرفتگی، برای لئو، میتواند آغاز همان لحظهای باشد که چهره قدیمی آرامآرام کنار میرود و خودِ تازهای امکان دیدهشدن پیدا میکند.
آسترونوت هفته برای خوشه ها
در «طوفان» شکسپیر، پروسپرو سالها در جزیرهای دورافتاده زندگی کرده؛ جایی میان گذشته و اکنون، با خاطرهی خیانتهایی که فراموش نشدهاند و داستانهایی که هنوز در ذهن او ادامه دارند. اما در پایان نمایش اتفاق مهمی میافتد: مسئله دیگر شکست دادن دشمنان نیست، بلکه رها شدن از داستانی است که سالها او را به گذشته متصل نگه داشته است. برای خوشهها، این هفته چیزی از همین فضای میان پایان و آغاز را در خود دارد؛ دورهای که بعضی اتفاقات بیشتر در پشت صحنه روان رخ میدهند تا در جهان بیرون.
با ورود مرکوری به لئو، ذهن میتواند بیشتر به سمت گذشته، خاطرات و حرفهایی برود که هرگز گفته نشدهاند. ممکن است نیاز بیشتری به خلوت پیدا کنید، خوابهایتان پررنگتر شوند یا ناگهان متوجه الگویی شوید که مدتها بدون آنکه حواستان باشد در تصمیمها و روابطتان تکرار شده است. برای خوشهای که معمولاً میخواهد مسئله را بفهمد، تحلیل کند و برایش راهحل پیدا کند، این دوره کمی متفاوت است؛ بعضی چیزها قرار نیست فوراً حل شوند، فقط میخواهند دیده شوند.
اما با ورود مارس به خرچنگ، در بیرون از این خلوت حرکت تازهای آغاز میشود. ارتباط با دوستان، گروهها و آدمهایی که با آنها هدف مشترکی دارید میتواند فعالتر شود. ممکن است پروژهای جمعی شکل بگیرد، دوستی نیازمند تعیین مرز شود یا دربارهی آینده و جایگاهی که در یک جمع دارید تصمیم تازهای بگیرید. حتی ممکن است متوجه شوید بعضی آدمهایی که زمانی بخشی طبیعی از مسیرتان بودند، دیگر با آیندهای که برای خود تصور میکنید همجهت نیستند.
خورشیدگرفتگی لئو اما عمیقترین لایهی این داستان است. این گرفتگی میتواند پایان چرخهای روانی را آشکار کند؛ عادتی قدیمی، وابستگیای پنهان، ترسی که مدتها همراهتان بوده یا داستانی از گذشته که هنوز بخشی از انرژی امروزتان را در اختیار دارد. همیشه پایانها با یک اتفاق بیرونی بزرگ ظاهر نمیشوند؛ گاهی چیزی درون انسان تمام میشود، مدتها پیش از آنکه دیگران متوجه تغییر او شوند.
و شاید تصویر پایانی این هفته برای خوشه همان پروسپرو باشد که در پایان «طوفان»، عصای جادوییاش را کنار میگذارد. چیزی که زمانی ابزار قدرت و بقای او بود، دیگر برای ادامهی مسیر لازم نیست. بعضی چیزها دقیقاً به همین شکل از زندگی ما خارج میشوند نه چون از ابتدا اشتباه بودهاند، بلکه چون کارشان را انجام دادهاند. برای خوشه، این گرفتگی میتواند نقطهای باشد که گذشته هنوز وجود دارد، اما دیگر قرار نیست آینده را اداره کند.
آسترونوت هفته برای ترازوها
در «ژولیوس سزار» شکسپیر، هیچکس کاملاً بهتنهایی تصمیم نمیگیرد. آدمها در شبکهای از دوستیها، اتحادها، وفاداریها و اهداف مشترک به هم متصلاند و هر تصمیم شخصی خیلی زود تبدیل به اتفاقی جمعی میشود. بروتوس نیز دقیقاً در همین نقطه گرفتار میشود؛ میان رابطهای شخصی با سزار و تصویری که از مسئولیت خود در برابر جمع و آیندهی رم دارد. برای ترازوها، این هفته چیزی از همین پرسش را در خود دارد: من در میان آدمهایی که کنارم ایستادهاند چه کسی هستم و آیا هنوز آیندهای که با آنها تصور کردهام، آیندهای است که واقعاً میخواهم؟
با ورود مرکوری به لئو، ارتباطات اجتماعی پررنگتر میشوند. گفتوگو با دوستان، حضور در گروهها، همکاریهای جمعی و ارتباط با شبکههای تازه میتواند ایدههای جدیدی پیش رویتان بگذارد. ممکن است کسی پیشنهادی مطرح کند، گفتوگویی ساده به یک همکاری تبدیل شود یا از طریق یک دوست با مسیری آشنا شوید که پیش از این به آن فکر نکرده بودید. در عین حال، بعضی دوستیها نیز نیازمند گفتوگو میشوند؛ بهخصوص روابطی که در آنها مدتها برای حفظ تعادل، حرفی را نگفتهاید یا از اختلافی عبور کردهاید بدون آنکه واقعاً حل شده باشد.
از سهشنبه و با ورود مارس به خرچنگ، توجه از جمع به جایگاه خود شما در جهان بیرونی منتقل میشود. جاهطلبی و میل به حرکت میتواند بیشتر شود و مسائل حرفهای، مسئولیتها یا رابطه با افرادی که در موقعیت قدرت قرار دارند حساستر شوند. ممکن است احساس کنید برای چیزی که ساختهاید باید بیشتر بجنگید یا زمان آن رسیده که جایگاه خود را جدیتر مطالبه کنید. برای ترازو که اغلب ترجیح میدهد از تقابل مستقیم دور بماند، مارس در این بخش از زندگی میتواند موقعیتهایی ایجاد کند که دیگر تنها با دیپلماسی قابل مدیریت نیستند. گاهی لازم است روشن شود چه چیزی را میخواهید، چه مسئولیتی را میپذیرید و کجا دیگر حاضر نیستید فقط برای حفظ آرامش عقب بایستید.
اما خورشیدگرفتگی لئو نقطه اصلی داستان است. این گرفتگی میتواند شبکه انسانی اطراف شما را در ماههای آینده تغییر دهد؛ دوستی تازهای آغاز شود، رابطهای قدیمی شکل دیگری پیدا کند، گروهی وارد زندگیتان شود یا مسیری جمعی که مدتها بخشی از آن بودهاید دیگر معنای سابق را نداشته باشد. در سطح عمیقتر، مسئله فقط آدمها نیستند؛ مسئله آیندهای است که در کنار آنها برای خودتان تصور کردهاید. گاهی وقتی یک آرزو تغییر میکند، آدمهایی که با نسخهی قدیمی آن آرزو همراه بودند نیز آرامآرام از مرکز زندگی فاصله میگیرند.
اینجاست که «ژولیوس سزار» معنای نمادین خود را برای ترازو پیدا میکند. در این نمایشنامه، دوستیها هرگز فقط روابط خصوصی نیستند؛ هر پیوند با یک باور، یک آینده و یک انتخاب همراه است. بروتوس در نهایت ناچار میشود بفهمد نمیتوان همزمان همهی وفاداریها را حفظ کرد، زیرا گاهی وفاداری به یک مسیر به معنای فاصله گرفتن از مسیر دیگری است.
برای ترازو نیز این هفته مرز میان «تعلق داشتن» و «هممسیر بودن» روشنتر میشود. ممکن است همچنان کسی را دوست داشته باشید اما دیگر آینده مشترکی با او نبینید؛ یا برعکس، در میان آدمهایی قرار بگیرید که چیزی از آینده خودتان را در آنها تشخیص میدهید.
خورشیدگرفتگی لئو درست در همین نقطه دری را باز میکند: آدمهای اطراف ترازو فقط بخشی از زندگی اجتماعی او نیستند؛ آنها بخشی از تصویری هستند که از آیندهی خود ساخته است. و وقتی تصویر آینده تغییر میکند، ترکیب آدمهایی که در آن تصویر حضور دارند نیز آرامآرام تغییر میکند.
آسترونوت هفته برای عقرب ها
در «هنری پنجم» شکسپیر، ما با شخصیتی روبهرو هستیم که گذشتهای متفاوت از تصویری دارد که بعدها از او ساخته میشود. هالِ جوان زمانی شاهزادهای بازیگوش و بیقید بود، اما وقتی تاج بر سر میگذارد، دیگر مسئله فقط قدرت نیست؛ باید تصمیم بگیرد چه نوع پادشاهی باشد و تاریخ او را چگونه به یاد بیاورد. فاصلهی میان «کسی که بوده» و «کسی که اکنون باید در جهان نمایندگی کند» یکی از مهمترین لایههای داستان اوست. برای عقربها، این هفته نیز چیزی از همین تغییر جایگاه و بازتعریف مسیر بیرونی زندگی را در خود دارد.
با ورود مرکوری به لئو، ذهن شما بیشتر به سمت آینده حرفهای، تصمیمهای مهم، اعتبار و تصویری میرود که دیگران از تواناییهای شما دارند. گفتوگویی با یک مدیر، مسئول یا فردی تأثیرگذار میتواند اهمیت پیدا کند، دربارهی مسیر کاری تصمیم تازهای بگیرید یا بیشتر از گذشته دربارهی این فکر کنید که واقعاً میخواهید با چه چیزی شناخته شوید. ممکن است زمان بیشتری صرف برنامهریزی، ارائهی ایدهها یا صحبت دربارهی اهداف خود کنید. کلمات شما نیز بیشتر دیده و شنیده میشوند؛ بنابراین چیزی که این روزها میگویید میتواند در تصویری که دیگران از شما میسازند نقش داشته باشد.
از سهشنبه و با ورود مارس به خرچنگ، افق وسیعتری وارد داستان میشود. میل به یادگیری، سفر، ادامهی تحصیل، تدریس، پژوهش یا تجربهی جهانی متفاوت میتواند شدت بگیرد. شاید باوری که سالها بدیهی میدانستید زیر سؤال برود یا ناگهان احساس کنید جهان شما کوچکتر از چیزی شده که اکنون میخواهید تجربه کنید. برای بعضی عقربها موضوع مهاجرت، سفر دور، دانشگاه یا مسئلهای حقوقی میتواند فعالتر شود؛ برای بعضی دیگر تغییر کاملاً درونی است: دیگر نمیتوانند جهان را دقیقاً با همان دستگاه فکری گذشته تفسیر کنند.
این تغییر جهانبینی ارتباط مستقیمی با اتفاق بزرگتر هفته دارد، زیرا خورشیدگرفتگی لئو میتواند نقطه عطفی در مسیر اجتماعی و حرفهای عقرب باشد. تغییر شغل یا مسئولیت، آغاز یک پروژهی مهم، بیشتر دیدهشدن، پایان یک موقعیت قدیمی یا حرکت به سمت جایگاهی متفاوت از نمودهای احتمالی آن هستند. اما لایهی عمیقتر گرفتگی دربارهی «موفقیت» است؛ اینکه موفقیت برای شما واقعاً چه معنایی دارد و آیا هنوز میخواهید از همان نردبانی بالا بروید که سالها پیش انتخاب کرده بودید.
اینجاست که «هنری پنجم» برای عقرب معنا پیدا میکند. هال نمیتواند وارد مرحله تازهی زندگی شود و همزمان تمام هویت گذشته را با خودش حمل کند. هر جایگاه تازهای بخشی از انسان را آشکار میکند و بخشی دیگر را پشت سر میگذارد. برای عقرب که اساساً با چرخههای مرگ و تولد روانی آشناست، این گرفتگی میتواند یکی از همان نقاطی باشد که تغییر درونی سرانجام در جهان بیرون قابل مشاهده میشود.
و شاید تصویر پایانی این هفته برای عقرب، همان لحظهای باشد که هال دیگر فقط فرزند گذشتهی خودش نیست و نام «هنری پنجم» را در تاریخ حمل میکند. گاهی تغییر جایگاه از لحظهای آغاز میشود که تصویری که جهان از ما میشناسد، دیگر نمیتواند انسانی را که درونمان شکل گرفته نمایندگی کند. خورشیدگرفتگی لئو میتواند برای عقرب لحظهی نزدیک شدن این دو تصویر باشد: آن کسی که در درون شدهاید و آن کسی که اکنون جهان نیز آرامآرام قرار است ببیند.
آسترونوت هفته برای کماندارها
در «تاجر ونیزی» شکسپیر، پورشیا در آغاز در جهانی زندگی میکند که بخش مهمی از قواعد آن پیش از او نوشته شده است؛ حتی انتخاب همسرش نیز تحت قانونی قرار دارد که پدرش تعیین کرده است. اما در ادامه داستان، او از محدودهای که برایش تعریف شده بیرون میآید، لباس وکیل بر تن میکند، وارد دادگاه ونیز میشود و با استفاده از دانش، هوش و قدرت تفسیر خود مسیر ماجرا را تغییر میدهد. برای کماندارها، این هفته نیز چیزی از همین عبور در خود دارد؛ فاصله گرفتن از حقیقتهایی که زمانی آماده تحویل گرفتهاید و نزدیک شدن به جهانی که باید معنای آن را خودتان کشف کنید.
با ورود مرکوری به لئو، ذهن شما دوباره رو به افقهای دورتر باز میشود. سفر، مهاجرت، تحصیلات، دانشگاه، تدریس، انتشار، زبانهای خارجی یا ارتباط با آدمهایی از فرهنگها و جهانهای متفاوت میتواند پررنگتر شود. ممکن است دربارهی سفری صحبت کنید، برای یک دوره آموزشی تصمیم بگیرید، چیزی بنویسید یا آموزش دهید یا وارد گفتوگویی شوید که نگاه شما را نسبت به موضوعی تغییر دهد. برای بعضی کماندارها حتی یک کتاب، استاد یا مکالمه میتواند دری را باز کند که پشت آن جهان فکری دیگری قرار گرفته است.
اما این فقط مسئله یادگیری نیست. کماندار ذاتاً به دنبال معناست و مرکوری در لئو میتواند شما را وادار کند دربارهی باورهایی حرف بزنید که بخش مهمی از هویت فکریتان شدهاند. تفاوت مهم اینجاست که ممکن است بعضی از این باورها دیگر به اندازه گذشته برایتان قانعکننده نباشند. چیزی که زمانی «حقیقت» میدانستید شاید اکنون فقط یکی از راههای نگاه کردن به جهان به نظر برسد.
از سهشنبه و با ورود مارس به خرچنگ، داستان از جهان اندیشه وارد قلمروی بسیار شخصیتری میشود. مسائل مالی مشترک، بدهی، وام، سرمایهگذاری، ارث یا منابعی که با فرد دیگری تقسیم میکنید ممکن است نیازمند تصمیم یا اقدام شوند، اما در سطح روانشناختی، مسئلهی مهمتر اعتماد و صمیمیت است. مارس میتواند حساسیت نسبت به وابستگی، کنترل، قدرت و بدهبستانهای عاطفی را بیشتر کند. ممکن است در رابطهای ناگهان متوجه شوید چه کسی بیشتر میدهد، چه کسی بیشتر دریافت میکند یا در کدام نقطه رابطه احساس میکنید بخشی از قدرت خود را واگذار کردهاید.
برای کمانداری که آزادی یکی از بنیادیترین نیازهای اوست، این بخش از داستان میتواند پیچیده باشد. آزادی همیشه به معنای رفتن نیست؛ گاهی عمیقترین شکل آزادی زمانی آزموده میشود که انسان تصمیم میگیرد به کسی نزدیک شود، چیزی را با دیگری شریک شود و در عین حال خودش باقی بماند. مارس در خرچنگ میتواند دقیقاً همین مرز میان صمیمیت و از دست دادن استقلال را حساستر کند.
و سپس خورشیدگرفتگی لئو میرسد؛ نقطه اصلی هفته و آغاز چرخهای تازه در رابطه شما با جهان، معنا و آینده. یک سفر، مسیر تحصیلی، مهاجرت، پروژه آموزشی یا ارتباطی با جهان خارج میتواند در ماههای آینده اهمیت بیشتری پیدا کند. برای بعضی کماندارها این تغییر بیرونی خواهد بود، اما برای بعضی دیگر اتفاق مهم در جهان ذهن رخ میدهد: باوری فرو میریزد، پرسشی تازه شکل میگیرد یا افقی که مدتها دور به نظر میرسید ناگهان واقعیتر میشود. اینجاست که داستان پورشیا معنای دیگری پیدا میکند. او برای تغییر نتیجه دادگاه صرفاً به دانشی که از قبل وجود دارد تکیه نمیکند؛ همان قانون را از زاویهای متفاوت میخواند و معنای دیگری از دل آن بیرون میآورد. برای کماندار نیز این گرفتگی میتواند چنین تغییری در زاویهی دید باشد. گاهی برای پیدا کردن حقیقت تازه لازم نیست جهان عوض شود؛ کافی است شیوهای که جهان را تفسیر میکنیم تغییر کند.
کماندار همیشه در جستوجوی افق بعدی بوده است، اما خورشیدگرفتگی لئو پرسش عمیقتری را در دل این جستوجو قرار میدهد: در میان تمام چیزهایی که آموختهاید، تجربه کردهاید و زمانی حقیقت دانستهاید، کدام معنا هنوز زنده است؟ شاید بزرگترین سفر این دوره نه عبور از مرز یک کشور، بلکه عبور از مرز یکی از باورهای قدیمی خودتان باشد؛ جایی که جهان همان جهان است، اما دیگر نمیتوانید آن را با چشمهای سابق ببینید.
آسترونوت هفته برای کپریکورن ها
در «اتللو» شکسپیر، تراژدی از نبود عشق آغاز نمیشود اتفاقاً عشق وجود دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که اعتماد ترک برمیدارد و ترس آرامآرام وارد فضایی میشود که پیش از آن متعلق به صمیمیت بوده است. یاگو برای نابود کردن رابطه اتللو و دزدمونا نیاز ندارد واقعیتی بزرگ بسازد؛ کافی است تردیدی کوچک ایجاد کند. از آنجا به بعد، ذهن اتللو خودش باقی داستان را مینویسد. برای کپریکورنها، این هفته نیز لایههایی از اعتماد، صمیمیت، کنترل و میزان قدرتی که در روابط به دیگری واگذار میکنیم میتواند بیشتر از همیشه قابل مشاهده شود.
با ورود مرکوری به لئو، گفتوگوها از سطح عبور میکنند و به موضوعاتی میرسند که معمولاً ساده دربارهشان حرف نمیزنیم. پول مشترک، سرمایهگذاری، بدهی، وام، مالیات، ارث یا تعهدات مالی میتوانند نیازمند مذاکره و تصمیم باشند، اما در سطح عمیقتر ممکن است صحبت دربارهی اعتماد، صمیمیت، رازها، ترسها و مرزهای رابطه باشد. حرفی که مدتها گفته نشده، اطلاعاتی که پنهان مانده یا پرسشی که مدتها در ذهن داشتهاید ممکن است بالاخره جایی در گفتوگو پیدا کند.
این بخش از زندگی برای کپریکورن همیشه ساده نیست. شما معمولاً ترجیح میدهید روی چیزی بایستید که بتوانید آن را مدیریت کنید، اما صمیمیت دقیقاً از جایی آغاز میشود که کنترل کامل دیگر ممکن نیست. وقتی زندگی، پول، بدن، احساس یا آیندهای را با دیگری شریک میشویم، بخشی از امنیت خود را وارد قلمروی مشترک میکنیم و همین میتواند ترسهای قدیمی دربارهی وابستگی یا از دست دادن قدرت را آشکار کند.
از سهشنبه و با ورود مارس به خرچنگ، روابط نزدیک وارد مرحلهی فعالتری میشوند. شریک عاطفی، همسر، شریک کاری یا حتی کسی که آشکارا مقابل شما قرار گرفته میتواند انرژی بیشتری از شما بگیرد. اختلافهایی که مدتی زیر سطح باقی ماندهاند ممکن است مستقیمتر شوند و در بعضی روابط، زمان تصمیم یا تعیین مرز فرا برسد. در عین حال این انرژی فقط نشانه تعارض نیست؛ میتواند رابطهای را نیز از سکون خارج کند، کشش و اشتیاق بیشتری ایجاد کند یا دو نفر را وادار کند بالاخره درباره مسئلهای واقعی با یکدیگر روبهرو شوند.
مارس در خرچنگ درست مقابل قلمرو طبیعی کپریکورن حرکت میکند و به همین دلیل «دیگری» میتواند این روزها نقش آینه را پیدا کند. چیزی که در رفتار یک نفر بهشدت شما را تحریک میکند ممکن است بخشی از نیاز، خشم یا آسیبپذیری خودتان را نیز آشکار کند. گاهی تعارض فقط درباره دو نفر نیست؛ درباره بخشی از خود ماست که از طریق دیگری با آن مواجه میشویم.
اما خورشیدگرفتگی لئو عمیقترین نقطه داستان است. این گرفتگی میتواند در ماههای آینده ساختار یک وابستگی مالی یا عاطفی را تغییر دهد. منابع مشترک، تعهدات، بدهیها یا سرمایهگذاریها ممکن است وارد مرحله تازهای شوند و در سطح روانیتر، رابطه شما با اعتماد، کنترل و آسیبپذیری میتواند دگرگون شود. چیزی که تا امروز از ترس ازدستدادنش محکم نگه داشته بودید شاید دیگر نتواند به همان شکل باقی بماند. اینجاست که «اتللو» معنای نمادین خود را پیدا میکند. اتللو در نهایت نه بهدلیل نبود عشق، بلکه به این دلیل سقوط میکند که اجازه میدهد ترس جای شناخت واقعی دیگری را بگیرد. وقتی اعتماد از بین میرود، انسان دیگر با فرد مقابل رابطه ندارد؛ با تصویری که ترس در ذهنش از او ساخته زندگی میکند.
برای کپریکورن، این هفته مرز میان کنترل و اعتماد، استقلال و وابستگی، مالکیت و صمیمیت روشنتر میشود. خورشیدگرفتگی لئو نوری را به بخشی از زندگی میاندازد که معمولاً پشت درهای بسته باقی میماند؛ جایی که پول، قدرت، عشق، ترس و اعتماد گاهی به شکلی پیچیده به یکدیگر گره خوردهاند. و شاید عمیقترین تغییر این دوره همان جایی اتفاق بیفتد که رابطه با دیگری، چیزی را دربارهی رابطهی شما با قدرت و آسیبپذیری خودتان آشکار میکند.
آسترونوت هفته برای دلوها
در «هیاهوی بسیار برای هیچ» شکسپیر، بئاتریس و بندیک بخش بزرگی از داستان را پشت کلمات پنهان میشوند. هر دو باهوشاند، مستقلاند و استاد شوخی و طعنه و هر دو اصرار دارند که گرفتار عشق نخواهند شد. اما پشت این استقلال، رابطهای آرامآرام شکل میگیرد که آنها را وادار میکند تصویری را که از خود ساختهاند دوباره بررسی کنند. دیگری وارد میشود و ناگهان انسان خودش را از زاویهای میبیند که پیش از آن امکان دیدنش وجود نداشت. برای دلوها، این هفته نیز چیزی از همین مواجهه با «خود در آینهی دیگری» را در خود دارد.
با ورود مرکوری به لئو، گفتوگو در روابط اهمیت بیشتری پیدا میکند. شریک عاطفی، همسر، شریک کاری یا فردی که رابطهای مستقیم و مهم با شما دارد ممکن است حرفی برای گفتن داشته باشد و موضوعی که مدتی میان شما معلق مانده بود بالاخره وارد فضای گفتوگو شود. مذاکره، قرارداد، تعریف یک رابطه یا بازنگری در شیوهای که دو نفر با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند میتواند پررنگتر شود.
برای دلو که معمولاً ابتدا میخواهد موقعیت را از فاصله ببیند و بفهمد، لئو فضای متفاوتی ایجاد میکند. اینجا همیشه نمیتوان رابطه را صرفاً تحلیل کرد؛ گاهی لازم است در آن حضور داشت. ممکن است کسی از شما وضوح بیشتری بخواهد، احساسش را مستقیمتر بیان کند یا از شما بخواهد مشخص کنید این رابطه در زندگیتان چه جایگاهی دارد. در بعضی روابط نیز خود شما کسی هستید که دیگر نمیخواهد در فضای مبهم باقی بماند.
از سهشنبه و با ورود مارس به خرچنگ، بخش عملی زندگی نیز شلوغتر میشود. حجم کار، مسئولیتهای روزانه و کارهایی که باید انجام شوند میتواند افزایش پیدا کند. ممکن است نیاز باشد برنامهی روزانه را دوباره سازماندهی کنید یا بیشتر متوجه رابطهی میان فشارهای روانی و واکنشهای بدن شوید. مارس انرژی زیادی در اختیار شما میگذارد، اما اگر تمام آن صرف انجام وظایف شود، خستگی و تحریکپذیری نیز میتواند بیشتر شود. مسئله فقط میزان کاری که انجام میدهید نیست؛ کیفیت ریتمی است که هر روز در آن زندگی میکنید.
اما خورشیدگرفتگی لئو نقطه اصلی داستان این هفته است. این گرفتگی میتواند فصل تازهای در روابط مهم دلو آغاز کند. برای بعضیها یک رابطه وارد مرحلهای جدیتر میشود، برای بعضیها فرد تازهای وارد زندگی میشود و برای برخی دیگر ساختار رابطهای موجود نیازمند بازتعریف خواهد بود. قرارداد یا شراکت حرفهای نیز میتواند بخشی از همین تغییر باشد. آنچه در این دوره دربارهی یک رابطه آغاز یا آشکار میشود، ممکن است در ماههای آینده معنای کاملتری پیدا کند.
اما معنای عمیقتر این گرفتگی فقط دربارهی آمدن یا رفتن یک نفر نیست. دلو نشانی است که هویت مستقل برایش اهمیت زیادی دارد، درحالیکه لئو در مقابل او میپرسد وقتی کسی واقعاً وارد جهان تو میشود، چه اتفاقی برای تعریف تو از «من» میافتد؟
اینجاست که بئاتریس و بندیک معنای نمادین خود را پیدا میکنند. هیچکدام برای عاشق شدن مجبور نمیشوند شخصیت مستقل خود را کنار بگذارند اما رابطه تصویری را که از بینیازی خود ساخته بودند ترک میدهد. دیگری چیزی را در آنها آشکار میکند که در تنهایی امکان دیدنش نبود.
خورشیدگرفتگی لئو نیز برای دلو میتواند چنین آینهای باشد. بعضی آدمها وارد زندگی ما نمیشوند تا ما را کامل کنند؛ حضورشان فقط بخشهایی از ما را قابل مشاهده میکند که بدون رابطه پنهان میماند و شاید داستان این گرفتگی برای دلو بیش از آنکه دربارهی «چه کسی در کنار من خواهد بود» باشد، درباره این باشد که «من در حضور یک دیگریِ واقعی، چه کسی میشوم.»
آسترونوت هفته برای ماهی ها
در «رویای شب نیمه تابستان» شکسپیر، آدمها از شهر و قوانین روشن آن وارد جنگلی میشوند که منطق دیگری بر آن حاکم است. در شهر، همهچیز نام، قانون و ترتیب دارد؛ اما در جنگل، عشق مسیر خودش را پیدا میکند، میلها آشکار میشوند و آنچه انسان تصور میکرد دربارهی خودش میداند برای مدتی به هم میریزد. در پایان، شخصیتها دوباره به جهان عادی بازمیگردند، اما دیگر دقیقاً همان آدمهایی نیستند که وارد جنگل شده بودند. برای ماهیها، این هفته نیز چیزی از همین رفتوآمد میان نظم زندگی و جهانی که قلب در آن زبان دیگری دارد دیده میشود.
با ورود مرکوری به لئو، توجه شما بیشتر به جزئیات زندگی روزمره برمیگردد. برنامهها، مسئولیتهای کاری، کارهای عقبافتاده و شیوهای که روزتان را سازماندهی میکنید اهمیت بیشتری پیدا میکنند. ممکن است دربارهی محیط کار یا تقسیم مسئولیتها گفتوگویی شکل بگیرد، برنامهی تازهای آغاز کنید یا متوجه شوید بعضی عادتهای کوچک بیش از آنچه تصور میکردید بر کیفیت زندگیتان تأثیر گذاشتهاند. برای ماهی که گاهی بیشتر با جریان زندگی حرکت میکند تا با ساعت و جدول، این دوره میتواند توجه را به ساختاری برگرداند که رؤیاها درون آن امکان واقعی شدن پیدا میکنند.
از سهشنبه و با ورود مارس به خرچنگ، فضای کاملاً متفاوتی باز میشود. میل به عشق، معاشقه، خلاقیت، بازی و لذت بیشتر میشود و چیزی در شما میخواهد از چارچوب وظیفه بیرون بیاید و دوباره زندگی را تجربه کند. یک رابطهی عاطفی میتواند پرشورتر شود، کششی تازه شکل بگیرد یا پروژهای هنری و خلاقانه ناگهان انرژی بیشتری پیدا کند. برای بعضی ماهیها نیز موضوع فرزندان یا تصمیمی مربوط به آنها فعالتر میشود.
مارس در خرچنگ برای ماهی فقط انرژی ایجاد نمیکند؛ به احساس میل جهت میدهد. ممکن است واضحتر متوجه شوید چه کسی یا چه چیزی واقعاً قلبتان را به حرکت درمیآورد. احساسی که مدتی آرام و مبهم بوده میتواند شدت بگیرد و نیاز به بیان پیدا کند. در عین حال، حساسیت عاطفی نیز بیشتر است؛ بنابراین عشق و خلاقیت این روزها میتوانند همزمان منبع شور و آسیبپذیری باشند.
اما خورشیدگرفتگی لئو نقطه اصلی داستان است. این گرفتگی میتواند در ماههای آینده ریتم زندگی روزمرهی شما را تغییر دهد؛ مسئولیت تازهای آغاز شود، شرایط کاری تغییر کند یا شیوهای که زمان و انرژی خود را میان کار و زندگی تقسیم میکنید نیازمند بازتعریف شود. در سطح عمیقتر، مسئله دربارهی فاصلهی میان زندگیای است که در ذهن و خیال خود دارید و زندگیای که هر صبح واقعاً از خواب بیدار میشوید و آن را زندگی میکنید.
اینجاست که «رویای شب نیمه تابستان» معنای دیگری پیدا میکند. رؤیا در جهان شکسپیر بیارزش نیست؛ چیزی را آشکار میکند که نظم روزمره قادر به دیدنش نبوده است. اما شخصیتها برای همیشه در جنگل باقی نمیمانند. آنها بازمیگردند و چیزی از آن تجربه را با خود به زندگی واقعی میآورند.
برای ماهی نیز این هفته همین مرز میان رؤیا و واقعیت پررنگتر میشود. مارس در خرچنگ یادآوری میکند چه چیزی قلب را زنده میکند و خورشیدگرفتگی لئو نشان میدهد آن زندگی برای ادامه یافتن به چه ساختاری نیاز دارد. شاید فاصله میان رؤیا و واقعیت همیشه آنقدر که به نظر میرسد زیاد نباشد؛ گاهی این فاصله فقط از مجموعهای از روزهای کوچک ساخته شده که هنوز شبیه رؤیای ما زندگی نشدهاند.
من تارا هستم. نویسنده بخش تاروت. در سال 1405 نویسندگی بخش آسترونوت یا هورورسکوپ هفتگی را هم بعهده گرفته ام اما با یک همکار به نام دلتا. از خانم ناظمی یاد گرفتم کلمات ما باید انرژی داشته باشند پس من ابتدا هوروسکوپها رو با عشق و انرژی خوب مینویسم و بعد نوشته منو دلتا تصحیح و ادیت میکنه تا کلمات ما بتونه نور و راهنمای شما باشه.
آسترولوژی فارسی برای من نور راهنما بود. امیدوارم برای شما هم باشه. ما اینجا با عشق براتون مینویسیم.
هزاران سال پیش متاترون راز اعداد و حروف را به موسی داد. مجموعه ای ارزشمند از دانش که حاوی کلیدهای رهایی از رنج بود. سپس آن دانش دزدیده شد و به انحطاط رفت و در عصر آگاهی، تاروت اندک اندک حقیقت راستین خود را بازیابی می کند.
تاروت نمایانگر قوانین اساسی طبیعت است بنابراین از تاروت می توان برای درک هر چیزی استفاده کرد اما مهمترین کاربرد آن درک خودمان است. هر کسی می تواند از تاروت برای درک نیروهایی که در زندگیش کار می کنند استفاده کند و در مورد تصمیماتی که دارد راهنمایی دریافت کند. اگر در مورد چیزی نگران هستید یا سوالی دارید چند کارت ( به انتخاب خودتان) انتخاب کنید و پاسخ را دریافت کنید. اما مراقب باشید.. یک سوال را هرگز 2 بار نپرسید!! و اگر پاسخی دریافت کردید که با آنچه میخواهید مغایر است به راهنمایی تاروت اعتماد کنید.