ماهی مرز میان “من” و “دیگران” را کمرنگ میکند و با حضور اورانوس، این گرفتگی میتواند شبکهای را آشکار کند که ما فقط بخش کوچکی از آن را میبینیم؛ اینکه چگونه تغییر در زندگی یک نفر، مسیر آدمهای دیگری را نیز جابهجا میکند و سرنوشتهای ظاهرا جدا، ناگهان به یکدیگر متصل میشوند.
در وبینار تحلیل گرفتگی نشان ماهی نیز دقیقا درباره همین مفهوم حرف زدم: شبکهسازی.. اینکه در دورههای فروپاشی و تغییر، نجات و ادامه مسیر الزاما یک امر فردی نیست و آنچه اهمیت پیدا میکند، شبکهای است که میان انسانها شکل میگیرد. این ماهگرفتگی ماهی با حضور اورانوس، دوباره همان تصویر را پیش روی ما میگذارد: شاید قرار نباشد تغییرات این فصل را فقط در داستان شخصی خودمان جستوجو کنیم؛ باید ببینیم به چه کسانی متصل میشویم و این اتصال، مسیر چه چیزهایی را تغییر میدهد.
4 پاسخ
به عشق شما و کلام و قلم شما روزگار می گذرانم ، لطفا ادامه بدید 🙏💛
شما همیشه عالی هستین
روان و قشنگ مطالب رو میرسونید
شما یکی از اساتید خاص هستین شاید هرکسی قدر شمارو ندونه.. اما من میدونم 🥰😘 بهترینید
درود
صحبت هاتون رو گوش دادم و لذت بردم. مشخصا ظرافت خاطر و قلب حساسی دارید که به اموزه هاتون عمق میده.
اما نقدی به محتواتون:
فیلم به زیبایی دوگانه فردیت-الوهیت رو به تصویر میکشه. اینکه اکثریت به دنبال لذت های حسی و فردین و جمع قلیلی در پرهیز برای ادراک، برای ما تصویر آشنایه و به راحتی میشه باهاش ارتباط برقرار کرد.
اما نکته ای که وجود داره اینه که ادراک نور و معنا از سوگیری توی این دوگانه ایجاد نمیشه، بلکه از وحدت و عبور از این دوگانست. منظورم اصلا اجتماعی و بیرونی نیست. خود الوهیت توی این تضاد یک ارکتایپ روانیه، که فرد رو به تسخیر در میاره و باعث ایجاد یه فردیت مشخص میشه.(تسخیر اینجا الزاما واژه بدی نیست، برای ایجاد هر تجربه فردی نیازه یک آرکتایپ روانی درون فرد حلول کنه و این حلول روند طبیعیه روح برای خودآگاهیه).
مواجهه با این تضاد و دوگانگی معمولا بسیار رنج آوره، و همین رنج کلید عبور ازش. عبور از این دوگانه یعنی ورود به قلب و ادراک آگاهی به صورت مستقیم.