دسته‌ها
آرشیومطالب

چارت تولد، نقشه ای از تکامل روح هر فرد

ترکیب‌بندی سیارات‌تان داستانی را تعریف میکنند.. از اینکه چه کسی هستید و قرار است به چه کسی تبدیل شوید..‌ این داستان انرژیهای حیاتی کارمیکی است که با خود به این تجسم آورده اید و باید بیاموزید آنها را چگونه هدایت کنید

ماه کامل کماندار

1690کسی باید حرف بزند… کسی باید بیاید و چیزی بگوید.. کسی باید در میانهٔ این هیاهو و تاریکی برخیزد، با مشعل فروزانش راه را نشانمان دهد، دست‌هایمان را بگیرد و از این دریای متلاطم عبورمان دهد. کسی باید بیاید، آغوشش را به روی خستگی جهان باز کند، نامی بر این سرگردانی بگذارد و به یادمان بیاورد که افق، هنوز آن‌سوی شب وجود دارد.

 

ماه کامل کماندار، یادآور همین کهن‌الگوی باستانی راهنماست. آن آموزگار، آن فیلسوف یا پیام‌آوری که برای روشن کردن معنا در لحظاتی می‌آید که انسان، جهت را گم کرده است.. یا شاید آنقدر از ضربه ها خسته است که دیگر توانی برای ادامه دادن و یا یافتن امید ندارد.

کماندار از جنس دانشی نیست که در قفسه‌ها بماند و زیر غبار زمان خاموش شود. از جنس راهنمایی هم نیست که بی‌محابا انسان را به دل طوفان بفرستد. او سخن می‌گوید، اما کلامش از سر حکمت است.. کلام او، کلام خرد است.. مشعلی است که پیش از آغاز سفر، تاریکی ذهن را روشن می‌کند.. از سر افقی وسیع‌تر و پیش از آن‌که ما را به راهی فرا بخواند، بیدارمان می‌کند، چشم‌هایمان را به افق باز می‌کند و به ما می‌آموزد چگونه پیش از حرکت، معنا را بشناسیم. کلام او از جنس آتشی است که باید حمل شود.. آتشی که می‌تواند روح را از انجماد بیرون بکشد.

 

ماه کامل کماندار، خرد و خطابه

اما این ماه کامل بر ۹ درجهٔ کماندار، در مربع با نودجنوبی خوشه شکل می‌گیرد.. گویی در میانهٔ این عبور، با پرسشی دشوار روبه‌رو هستیم.. آیا هنوز می‌توانیم میان راهنما و گمراه‌کننده، میان خرد و خطابه، میان نور واقعی و نورهای خیره‌کننده‌ای که تنها چشم را می‌ربایند، تمایز قائل شویم؟

ما زمستان را فقط ندیدیم.. آن را زیست کردیم.. با تمام قلب و جان خود.. راه‌های بسته را دیدیم، وعده‌ها را شنیدیم، صداهایی را دنبال کردیم، از بعضی نورها امید گرفتیم و از بعضی دیگر سوختیم.. و شاید اکنون، پرسش بزرگ این ماه کامل همین باشد که “آیا آموختیم؟”

آیا آموختیم که هر صدای بلند، صدای حقیقت نیست؟ که هر مشعل، راه را نشان نمی‌دهد؟ که هر کسی که خود را راهنما می‌نامد، آیین عبور دادن را نمی‌داند؟!

کماندار، از جنس ایمان است اما مربع نودجنوبی خوشه یادآوری می‌کند که ایمان بدون تشخیص، می‌تواند انسان را به بیراهه ببرد. گاهی رشد روح، نه در یافتن یک منجی تازه، بلکه در آموختن این حقیقت دشوار نهفته است که هر نور، نور راهنما نیست.. و هر راهی که با یقین آغاز می‌شود، به معنا ختم نخواهد شد.

سکستایل ماه با پلوتو.. زمان، زمان دگردیسی‌های بزرگ است.. حقیقت، دیگر تنها یک فکر یا  باورهای موروثی نیست.. چیزی است که از لایه‌های زیرین روان برمی‌خیزد، از میان خاکستر تجربه، از میان زمستانی که از آن عبور کردیم..

و اگر کسی ندید… جهان دید.. اگر کسی دروغ‌ها را نشنید، زمین زیر پایمان آن را حس کرد.. نودجنوبی خوشه و خاکی که بیش از همه حافظه دارد.. زمین می‌داند چه صداهایی از حقیقت تهی بودند، کدام پیمان‌ها دروغین بودند، کدام نورها و کدام کلام ما را به بیراهه برد.

اکنون، در آستانهٔ این ماه کامل، پرسش دیگر این نیست که صدای چه کسی بلندتر است. صدا باید وزن داشته باشد.. باید در خاک فرو برود و به جای زیرورو کردن، بذر بشود.. گیاه بشود.. سبز بشود.. امید بشود..

و پرسش این است که چه کسی شایستگی قدم گذاشتن بر این خاک را دارد. چه کسی پس از عبور از زمستان، پس از دیدن فروپاشی بعضی یقین‌ها و خاموشی بعضی مشعل‌ها، هنوز می‌تواند عهدی تازه بر زبان بیاورد زیرا زمان پیمان‌های جدید فرا رسیده است. نه پیمان‌هایی برخاسته از شور کور، نه از ترس، نه از نیاز به تکیه کردن بر هر نوری که در تاریکی بدرخشد.. بلکه سوگندهایی تازه، گفته‌شده با آگاهی بیشتر، با چشمانی که زمستان را دیده‌اند و با روحی که از گذشته، آموخته است .

 

ماه کامل کماندار و مشعل دار مقدس

واین ماه کامل با وستا، پالاس و سترن در قوچ شروع داستان دیگری است.  

این، امضای مشعل‌دار مقدس است. کسی که پیش از آن‌که دیگران را به راهی فرا بخواند، بهای راه را شناخته است. کسی که از آزمون، از زمستان، از حقیقت‌های دشوار و از پیامدهای انتخاب عبور کرده است. کسی که می‌داند هدایت، تنها الهام بخشیدن نیست.. تعهد است، تشخیص است، انضباط است.. کسی که دانش و ظرفیت حمل آتش مقدس را دارد بی آنکه آن را به ابزاری برای فریب، هیجان یا قدرت بدل کند.

این ماه کامل از نیاز زمانه به صداهایی روشن‌تر، بالغ‌تر و پاسخگوترسخن میگوید..  به کسانی که نه از سر عطش پیروی خواستن، بلکه از سر مسئولیت، مشعل را در دست می‌گیرند.

شاید پس از زمستانی که از آن عبور کردیم، پرسش دیگر این نباشد که چه کسی می‌تواند ما را نجات دهد بلکه این باشد که چه کسی می‌تواند امیدمان را، با خرد، با تعهد و با شرافت، روشن نگاه دارد.

5 پاسخ

  1. چقدر زیبا..✨ میان اینهمه هیاهوی پر زرق و برق کلام به حق شما استاد ناظمی عزیزم خرد درونیم رو بیدار میکنه تو این روزایی که سردرگمم و توان ادامه دادن رو در خودم نمی‌بینم.. ممنونم و امیدوارم سلامت و شاد باشید🌾💞

    و این موزیک زیبا.. 🌧️🌧️🌧️

  2. چقدر زیبا..✨ میان اینهمه هیاهوی پر زرق و برق، کلام به حق شما استاد ناظمی عزیزم خرد درونیم رو بیدار میکنه تو این روزایی که سردرگمم و توان ادامه دادن رو در خودم نمی‌بینم.. ممنونم و امیدوارم سلامت و شاد باشید🌾💞

    و این موزیک زیبا.. 🌧️🌧️🌧️

  3. زمستانی که من پشت سر گذاشتم، زمستان ترین زمستان عمرم بود. من زمین خوردم، زخمی شدم، آموختم و حالا حس میکنم آرامم. خط به خط این متن را زندگی کردم🙏🌱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *