آرشیومطالب

چارت تولد، نقشه ای از تکامل روح هر فرد

ترکیب‌بندی سیارات‌تان داستانی را تعریف میکنند.. از اینکه چه کسی هستید و قرار است به چه کسی تبدیل شوید..‌ این داستان انرژیهای حیاتی کارمیکی است که با خود به این تجسم آورده اید و باید بیاموزید آنها را چگونه هدایت کنید

ما به جریان آزاد اطلاعات اعتقاد داریم.
مقالات ما را به‌صورت رایگان، آنلاین، تحت مجوز Creative Commons بازنشر دهید.
این مقاله را بازنشر کنید.

سایه سعدُالأخبیه بر پیوند سترن و نپتون

تحلیلی از پیوند سترن و نپتون در صفر درجهٔ قوچ و نقش ستارهٔ سعدُالأخبیه؛ روایتی از موج توهم جمعی و اهمیت ارادهٔ فردی در مواجهه با بی‌ثباتی

 

پیوند سترن و نپتون در صفر درجهٔ قوچ و ستاره سعدُالأخبیه

پیوند سترن و نپتون یکی از نادرترین و تعیین‌کننده‌ترین چرخه‌های آسترولوژیک است؛ چرخه‌ای که معمولاً با پایان یک جهان معنایی و تولد ساختاری تازه همراه می‌شود. این پیوند زمانی معنا و وزن مضاعف پیدا می‌کند که دقیقاً روی صفر درجهٔ قوچ شکل بگیرد؛ درجه‌ای که نه صرفاً آغاز یک نشان، بلکه “آغاز آغاز” است.
در این نقطه، آگاهی هنوز شکل نگرفته، اما انرژی کنش فعال شده است. هر آن‌چه در این درجه متولد شود، ماهیتی الگو‌ساز و جهت‌دهنده دارد و می‌تواند سال‌ها بعد، پیامدهای خود را آشکار کند.

صفر درجه قوچ جای تصمیم نیست؛ جای جرقه است. این درجه با حرکت ناگهانی، واکنش غریزی و شروعی خام و کنترل ‌نشده در ارتباط است. وقتی سیارات کند و سنگینی مانند سترن و نپتون در این نقطه به هم می‌رسند، با تضادی بنیادین روبه‌رو هستیم. از یک طرف، نیاز به ساختار، مرز و مسئولیت و از سوی دیگر، انحلال، ابهام، ایمان و از‌دست‌رفتن مرزها و نتیجه نه تعادل، بلکه فشار درونی عظیم است. فشاری که بجای فوران مستقیم، اغلب زیر سطح جمع می‌شود.

 

پیوند سترن–نپتون: فروپاشی آنچه دیده نمی‌شود

این پیوند معمولاً ساختارهای ظاهری را مستقیماً هدف نمی‌گیرد. آن‌چه در معرض فروپاشی قرار می‌گیرد، لایه‌های نامرئی‌اند: باورها، روایت‌ها، قراردادهای نانوشته، مرجعیت‌های معنایی و ستون‌های روانی که یک جامعه یا تمدن روی آن ایستاده است. در چنین ترکیبی، آن‌چه سال‌ها نگه داشته شده و سرکوب شده، به نقطهٔ اشباع می‌رسد. اما فروپاشی لزوماً شبیه انفجار نیست؛ بیشتر شبیه حل‌شدن ناگهانی پایه‌هاست.

 

سایه سعدُالأخبیه بر پیوند سترن و نپتون
سایه سعدُالأخبیه بر پیوند سترن و نپتون

ستارهٔ ثابت سعدُالأخبیه در این پیوند

در سنت نجوم اسلامی–عربی، ستارهٔ ثابتی که در نجوم مدرن با نام Scheat شناخته می‌شود، با عنوان سعدُالأخبیه ثبت شده است. این ستاره در صورت فلکی فرس اعظم (Pegasus) قرار دارد و از جمله ستارگانی است که با وجود پیشوند سعد به ‌معنای سعادت، در متون احکامی دلالت‌های دوگانه و هشداردهنده دارد.

نام الأخبیه به معنای پناهگاه‌ها، چادرها یا مکان‌های پوشیده است یعنی جایی که چیزی در آن نهان می‌شود. همین ریشه زبانی، کلید فهم جایگاه نمادین این ستاره در نجوم اسلامی است یعنی  خطر پنهان در پوشش امنیت. در منابع کلاسیک، سعدُالأخبیه با رخدادهایی پیوند می‌خورد که ناگهانی، غیرمنتظره و اغلب خارج از کنترل انسانی‌اند از جمله سقوط از ارتفاع و غرق‌شدن. نکتهٔ مهم این است که این غرق‌شدن الزاماً به معنای آب فیزیکی نیست بلکه به فرو برده ‌شدن در نیرویی بزرگتر از ظرفیت فرد یا جمع اشاره دارد.

در خوانش اسلامی، تأکید بر خود حادثه نیست بلکه بر غفلت پیشینی است. خطر پیش‌تر وجود داشته اما به ‌سبب پنهان ‌بودن یا اعتماد کاذب نادیده گرفته شده است. به همین دلیل سعدُالأخبیه را می‌توان ستارهٔ نقض امنیت‌های ظاهری دانست. جایی که آنچه امن فرض می‌شد، خود به عامل سقوط بدل می‌شود.

در خوانش روان‌جمعی سعدُالأخبیه بیشتر به غرق‌شدن در چیزی فراتر از ظرفیت انسان اشاره دارد مثل اطلاعات، ترس، احساسات جمعی، ایدئولوژی‌ها یا روایت‌هایی که ناگهان حجمی بیش از توان هضم آگاهی پیدا می‌کنند. در این ترکیب، خطر اصلی غرق‌شدن آگاهی است. مرز میان واقعیت و خیال، ایمان و فریب، ترس و حقیقت می‌تواند محو شود. واکنش‌های جمعی ممکن است سریع‌تر از فهم رخ دهند و تصمیم‌ها پیش از آنکه معنا شوند، اجرا شوند. سترن معمولاً با تأخیر وارد می‌شود.. زمانی که موج گذشته و زمان حساب‌کشی فرا رسیده است.

 

ابوریحان بیرونی،
هلاکت از آن طبیعت نیست، بل از آن آدمی است آنگاه که گمان برد اندازهٔ خویش بداند و حال آن‌که نداند.

 خطر غرق‌شدن جمعی و نابودی واقعیت ها

نگاشتن این مقاله در زمانی است که جهان وارد مرحله‌ای ناآشنا شده است. همه ‌چیز ظاهراً در جریان است، اما احساس ثبات کاهش یافته. اتفاق‌ها به ‌سرعت رخ می‌دهند، روایت‌ها مدام عوض می‌شوند و مرز میان خبر، تحلیل و برداشت شخصی هر روز مبهم‌تر می‌شود. آن‌چه بیش از هر چیز به چشم می‌آید، نه بحران ناگهانی که نوعی ناایمنی آرام و مداوم است. فشاری که به‌ تدریج بالا می‌آید و واقعیت ها را عیان می سازد.

در چنین فضایی، صحبت از پیوند سترن و نپتون و نقش ستاره‌ای مانند سعدُالأخبیه به تجربهٔ زیستهٔ روزمره بسیار نزدیک می‌شود. بسیاری از ساختارهایی که تا همین اواخر قابل‌ اعتماد به نظر می‌رسیدند چه در سطح فردی و چه در مقیاس جهانی، دیگر آن استحکام پیشین را ندارند. اعتمادها شکننده‌تر شده‌اند و تصمیم‌ها اغلب در شرایطی گرفته می‌شوند که تصویر کامل در دسترس نیست.

سعدُالأخبیه در این میان نماد خطری است که با سر و صدا ظاهر نمی‌شود. این ستاره از وضعیتی سخن می‌گوید که در آن خطر وجود دارد، اما دیده نمی‌شود یا دیده می‌شود اما جدی گرفته نمی‌شود. غرق‌شدن در اینجا به معنای درگیرشدن با موجی از رویدادها، اطلاعات و فشارهاست که توان کنترل و واکنش منطقی را کاهش می‌دهد اما سترن دیر یا زود پیامدها را نشان می‌دهد. سعدُالأخبیه میان این دو قرار می‌گیرد و یادآوری می‌کند که نادیده‌گرفتن نشانه‌ها، معمولاً به بهای سنگینی تمام می‌شود. بسیاری از بحران‌ها ناگهان شروع نمی‌شوند؛ ناگهان آشکار می‌شوند.

 آنچه این دوره را تعیین‌کننده می‌کند، فقط حرکت موج‌ها نیست بلکه نقش انسان‌ها در مواجهه با آن‌هاست. موج توهم، سردرگمی یا هیجان جمعی به‌خودی خود شکل می‌گیرد اما این ارادهٔ افراد است که تصمیم می‌گیرد در آن حل شوند یا فاصله بگیرند.

در چنین زمانی، بسیاری از دعوت‌ها به کنش، همدلی یا حتی نجات، ممکن است بر پایهٔ ساختارهای نادرست، اطلاعات ناقص یا هیجان‌های هدایت‌شده بنا شده باشند. همهٔ جهت‌دهی‌ها الزاماً آگاهانه یا درست نیستند، حتی اگر با زبان خیرخواهی عرضه شوند. نتیجه‌گیری این است که در دوره‌ای که مرز واقعیت و روایت تضعیف شده، مسئولیت فردی پررنگ‌تر از همیشه می‌شود: ایستادن، دیدن و تصمیم‌گرفتن پیش از همراه‌شدن با موج.

آینده نه فقط حاصل نیروهای بزرگ و روندهای جهانی، بلکه محصول کیفیت انتخاب‌های کوچک و آگاهانهٔ انسان‌ها در دل این بی‌ثباتی است.

 

نویسنده: سروش توکلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *