Current Moon Phase

Waxing Crescent Moon
Waxing Crescent Moon

The moon is currently in Gemini
The moon is 4 days old
آرشیومطالب

چارت تولد، نقشه ای از تکامل روح هر فرد

ترکیب‌بندی سیارات‌تان داستانی را تعریف میکنند.. از اینکه چه کسی هستید و قرار است به چه کسی تبدیل شوید..‌ این داستان انرژیهای حیاتی کارمیکی است که با خود به این تجسم آورده اید و باید بیاموزید آنها را چگونه هدایت کنید

تولد تابلوی توماس شکاک با زخم کایرن در کاراواجو

منریسم در طول سالهای 1530-1590 در اروپا رایج شد. این سبک آمیزشی از تمام سبک های هنری بود و در ان دوره به بازتاب  رخدادهای اجتماعی و سیاسی و دینی آن زمان پرداخت. این سبک که از قرن 17 رایج گردید، منطق و زیبایی شناسی رنسانس را بر هم زد. از جمله دلایل تولد این سبک را میتوان بحران کلیسا، جنگ های مذهبی، نظام فئودالیته و .. نام برد. به همین دلیل هم در آن دوران این تعارض و ضدیت با زیبایی رنسانس به چشم حقیرانه ای نگریسته شد اما این دوره سرآغاز مسیری جدید از تولد یک ایدئولوژی انسان محور در جهان بود. این سبک هنر زایشگر مکتب باروک بود که بدلیل آزادی عناصر در آن  مورد توجه قرار گرفت.خطوط تیز و برجسته در این سبک حذف شدند و آرایش و ترکیب عناصر درونی گشت. این درونی کردن همانند افزایش عنصر یین بود برای باززایش دوباره حقیقت.

” در تاریکی است که نور معنا می باید”

و به همین دلیل هم در بیشتر نقاشی های سبک باروک از یک زمینه مبهم و تیره است که رستگاری متولد میشود.

 

اما نام کاراواجو بعنوان یکی از هنرمندان تحول گردان مکتب باروک ثبت شده. بیایید با هم نگاهی به چارت او بیندازیم.

 

 

Caravaggio astrology birth chart
Caravaggio astrology birth chart

 

 

 

با داشتن یک‌خانه دوازده فعال در نشان ماهی و تاثیرگرفته از انرژی پلوتو و ژوپیتر، ماه و کایرن نماد انسان‌ی است که در جهت اهداف تکاملی روح خود برای احیای فردیت و آغاز جهت‌گیری خودانگیخته در زندگی، به  درک “خود” با تمامیت احساساتش بدون رضایت یا تایید دیگری و تنها با اتصال به الوهیت درون خویش، نیاز دارد. ‌پلوتو و ژوپیتر هر دو برگشتی و در خانه دوازده در روان او یک نیروی خیرخواه و اگاه به رنج را نهادینه کرده و او آمده تا با درک ماهیت رنج، جهل خود و دیگران را بزداید.‌

جمله معروف او به خوبی بیانگر این موضوع است:

تو به اثار من نگاه نمیکنی، خیره نمی شوی..‌تو انها را حس میکنی..

گویی کاراواجو به ما می گوید “تو روح مرا میشنوی، می بینی. “

از انجا که خانه ۱۲ قلمرو ناخوداگاه نپتون است و نپتون در روی ic فعال است یک تنش درونی همواره فعال است..‌تنشی که با فعال بودن اورانوس در مخالفت و روی mc می بایست در هنر و موسیقی بیان و عرضه شود و برکات معنوی را ارائه و ازاد کند.
او امده که نه فقط خود،که حتی دیگران را به کشف فردیت و ذات نهادینه شده خود اگاه کند و با داشتن‌ کایرن و پلوتو در خانه دوازده، این تسلیم به مقدرات الهی است که میتواند تولد دوباره گوروی زخم خورده درون او را رقم بزند.

حضور کایرن و ماه نمایانگر نقاط اسیب دیده روح در سطوح احساسی، ایدئولوژی های فکری و روانی کاراواجو در زندگی قبل است.. درسهای او شامل درک درد و رنج مردم و رشد معنوی ابتدا در خود او و سپس دیگران است. با ترکیب بندی نپتون نزدیک به ic در مقابل اورانوس فعال در کپریکورن، این هنر است که میتواند او را به حد بالای اگاهی و ازادی برساند. در این حالت روح احساس میکند از فرایندهای جامعه گسسته است و باید شیوه‌ای متفاوت را در پیش بگیرد. متفاوت از تمام گذشته و اینده. (اورانوس/سترن)
بنابراین به او این توانایی داده میشود تا اگاهی و درک خود از جهان و الوهیت را عینی کرده و با نقوشی جدید با اعتراض به ارزشها و اخلاقیات منسوخ، به زندگی خود معنا و مفهومی جدید ببخشد. ‌

استلیوم سیاره‌ای خانه دوازده، در حقیقت آغازگر فرضیاتی هستند که اکثر مردم در درون قلب خود عزیز نگه میدارند و او تمام انها را زیر سوال میبرد انچه را که بر خلاف واقعیت است و یا انرا مخدوش میکند ( ونوس/پلوتو) در نتیجه این روح با تحقیق و مشاهده احساسات، شروع به درک جدیدماهیت زندگی می کند. رویارویی اورانوس با نپتون تضادی است قیام‌آور علیه مقامات کلیسا همانگونه که در سال 1595 مامور شد تا دوصحنه زندگی سن‌ماتیو را نقاشی کند اما بر اساس خواسته های کلیسا و او سرباز زد. با اورانوس در روی خط Mc ، کاراواجو امده تا خالق سبک احساسی و فردی خودش در جامعه و جهان پیرامونش باشد و عقاید و بیان خود را به نمایش بگذارد و نه تقلیدی از دیگران.
قتل، فرار، زندان، خشونت..‌ تمام این تجربیات با انرژیهای صلیب عرفانی چارت کاراواجو شدت بیشتری میگیرد و عدم آگاهی روح باعث میشود این احساس درونی متفاوت بودن، عدم تعلق به جامعه و حس درونی بیگانگی را با تلاش برای امور عادی و ظواهر عادی زندگی جبران کند. این‌جبران باعث آن میگردد که روح واقعیت بیرونی خود را با ساختاری عادی شکل داده و این دلیلی است که وقایع تلخ و آسیب‌زا بطور متوالی در زندگی او تکرار میشود.‌با این حال زمانی میرسد که او از درون احساس میکند که نمیتواند خود را تنها با انچه در ذهن دارد شناسایی کند و این همان زمان عزیمت او به ناپل است که در دورانی از یاس و ناامیدی فرو میرود.

افسردگی همیشه بیان دیگری است از ندای درونی برای تغییر..‌

چیزی از درون، نیاز به تغییر دارد

 

با نگاهی عمیق به چارت کاراواجو میتوان حتی مرگ او را درک کرد. تب مالاریا که با پلوتو خانه دوازده و نشان ماهی اصلا دور از انتظار نیست.

 

اما کاراواجو توماس شکاک را چگونه خلق کرد؟

کاراواجو لحظه ای از زندگی مسیح را به تصویر کشیده که در آن توماس قدیس به رستاخیز مسیح شک میبرد. عناصر تابلو در فضایی تیره محصور شده، همانند نشان‌ماهی و خانه دوازده.. و زخم…

زخم‌است که ما را به جستجوی حقیقت میبرد.. تاریک کردن زمینه همان تصویرگری لایتناهی الوهیت و نپتون است و حقیقتی که از دل تاریکی ازاد میشود.‌ ایا فقط میتوانیم بگوییم این یک سبک نقاشی است؟ خیر..‌ این برآمده از روح و جان کاراواجو است..  این زاییده شده دوباره عالم لاهوت از ناسوت است از دل ابهای نپتون که پلوتو و ژوپیتر آن را به اقیانوسی تیره و غران تبدیل کرده.
مسیح نماد حقیقت است.. حقیقتی که انسانها تا با ذهن جستجوگر خود آن را لمس نکنند به آن ایمان نمی آورند و این تمام درد و رنج بشریت است. اما ایده این نقاشی از کجا نشات گرفته؟
این‌نقاشی مابین سالهای 1602 – 1601 بر بوم نقش بسته. زمانی که نپتون و کایرن در میوند بادهم در نشان خوشه قرار گرفتند و ارام ارام به رویارویی زخم های خانه دوازده و پیوند به ونوس چارت تولد کاراواجو میرفتند دست‌مایه تولد این تابلو شدند..‌ زخمی برای یک دختری به نان لینا.

 


لینا مدل فیگور تابلوی death of the virgin یا شهادت باکره، تبدیل به معشوقه کاراواجو شد و رانوچیو برای بازپس‌گیری معشوقه اش او را به یک مبارزه دعوت کرد.‌ضربه چاقو نه تنها کاراواجو را نمی کشد بلکه مظهری میشود برای نشان دادن ناوان عشق خونین‌اش به لینا.
ایا میتوانید عمق این زخم را حس کنید؟
این روح اوست که از یک زخم برای یک عشق زمینی، خالق یک عشق و حقیقت الهی میشود و الوهیت را نقش میزند. او اندک اندک می آموزد جدایی از عالم ماده را و حکمت بدست آمده از تمام وقایع زندگی را.
بنظر میرسد برای کاراواجو درک مفهوم رنج، بخشی بسیار مهم از تکامل فردیت او بوده. با رنج است که ما تکامل می یابیم و با رنج است که نگرش و جهت‌گیری ما نیز بسمت تغییر در خود تحول می یابد و این برای کاراواجو دررحالی رخ میدهد که میل به ایمان و داشتن خدا در روح او قوی‌تر و ژرف‌تر میشود همانگونه که براحتی میتوان این سیر تکاملی را در نقاشی های او دنبال کرد.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *